به نام او
نامه ای برای ابراهیم حاتمی کیا
...
سلام سردار
دلمون برات تنگ شده بود....
برای فیلمات
برای حاج کاظمت
برای بوی پیراهن یوسفت
برای فاطمه های فیلمات
برای دیالوگای نابت
همش خدا خدا میکردیم که دعوتت زود بیاد رو پرده سینما
بریم یه صفایی کنیم...
تا اکران شد رفتیم جنگی یه بلیت گرفتیم و .......
فیلم که تموم شد انگاری یه سطل آب سرد ریختن روم
حاج ابراهیم......این فیلمو واقعا خودت فیلنامشو نوشته بودی؟
واقعا خودت ساخته بودی؟
وقتی فهمیدم که از مهناز افشار و مریلا زارعی و شریفی نیا و ......بازی گرفتی حتما رسشونو کشیدی.....ایندفعه اینا قراره غافلگیرمون کنن...ولی به جای اونا تو غافلگیرمون کردی...ابراهیم, تو فیلمساز گیشه ای نبودی ولی مثل اینکه بدت نمیاد بشی کارگردان گیشه ای.....
دعوت واقعا فیلی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا بود.....
حاجی, قبل اینکه برم فیلمو ببینم گفتم حاجی فیلمو برا دل خودش ساخته....با جشنواره هم دیگه حال نمیکنه...ولی فهمیدم وقعا کار عاقلانه ای کردی...اگه دعوتت رو میزاشتی تو جشنواره با کله میخورد زمین....
حاج ابراهیم , به قول بچه های جنگ : خسته نباشی دلاور(بعدش هم یه پوزخند از نوع میدون شوشی)...
نمیدونم بازم باید منتظر یه شاهکار از تو باشیم یا تو رو به خدای بزرگ بسپاریم!
حاج ابراهیم.....فعلا
یا حق

