تبليغاتX
میدون مین

به نام او

 

2سال پیش بود

اولین بار بود دیدمش

راستش....همچین غرق خوشگلیش شدم

همیشه دوست داشتم با یه همچین آدمی دوست باشم

با خجالت رفتم جلو......سلام کردم

خودمو معرفی کردم.....خودشو معرفی کرد

همونی بود که فکر میکردم و دوست داشتم

همون روز اول اونقدر باهاش اخت شدم که سرمو گذاشتم رو شونش و....

با صورتی بارونی باهاش خداحافظی کردم....

....

سعی میکردم همیشه ببینمش

گاهی هم اون میومد پیشم.....

روزای تنهاییمو همیشه پر میکرد

همیشه به حرفام گوش میده

تو مشکلاتم هیچ وقت تنهام نذاشته ...

...

هر وقت میرفتم پیشش سعی می کردم دست خالی نباشم

ولی اون همیشه غافلگیرم می کرد.....

آخرین همین شنبه ی پیش...

راستش خیلی دوست داشتم

خیلی دوست داشتم سنگ قبرشو عوض کنم...

آخه سنگ قبرش از وسط شکسته بود....

گمنام بود مثل مادرش حظرت فاطمه(س)

رفتم دیدم سنگ قبرش عوض شده....یکی قبل از من....

رفیق.......شبیه تازه دامادا شدیا..... 

 

                                                                           یا حق

 

+ نوشته شده توسط حسين شاه قلعه در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 9:2 |

به نام او

نامه ای برای ابراهیم حاتمی کیا

 ...

سلام سردار

دلمون برات تنگ شده بود....

برای فیلمات

برای حاج کاظمت

برای بوی پیراهن یوسفت

برای فاطمه های فیلمات

برای دیالوگای نابت

همش خدا خدا میکردیم که دعوتت زود بیاد رو پرده سینما

بریم یه صفایی کنیم...

تا اکران شد رفتیم جنگی یه بلیت گرفتیم و .......

فیلم که تموم شد انگاری یه سطل آب سرد ریختن روم

حاج ابراهیم......این فیلمو واقعا خودت فیلنامشو نوشته بودی؟

واقعا خودت ساخته بودی؟

وقتی فهمیدم که از مهناز افشار و مریلا زارعی و شریفی نیا و ......بازی گرفتی حتما رسشونو کشیدی.....ایندفعه اینا قراره غافلگیرمون کنن...ولی به جای اونا تو غافلگیرمون کردی...ابراهیم, تو فیلمساز گیشه ای نبودی ولی مثل اینکه بدت نمیاد بشی کارگردان گیشه ای.....

دعوت واقعا فیلی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا بود.....

حاجی, قبل اینکه برم فیلمو ببینم  گفتم حاجی فیلمو برا دل خودش ساخته....با جشنواره هم دیگه حال نمیکنه...ولی فهمیدم وقعا کار عاقلانه ای کردی...اگه دعوتت رو میزاشتی تو جشنواره با کله میخورد زمین....

حاج ابراهیم , به قول بچه های جنگ : خسته نباشی دلاور(بعدش هم یه پوزخند از نوع میدون شوشی)...

نمیدونم بازم باید منتظر یه شاهکار از تو باشیم یا تو رو به خدای بزرگ بسپاریم!

حاج ابراهیم.....فعلا

 

                                                                                                     یا حق

 

+ نوشته شده توسط حسين شاه قلعه در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 0:46 |